عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

578

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

ربّ امر تتقيه خير امر ترتضيه * خفى المحبوب منه و بد المكروه فيه يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ الآية . . . - اين آيت در شأن قومى آمد از ياران رسول خدا كه در سفرى بودند ، در پسين روز محرم ، روز سى ام رسيدند فرامردى از مشركان ، و گلهء گوسپند با وى و آن مشرك تنها و جاى خالى ، و آن مرد خويشتن را مى ايمن شمرد كه ماه حرام است ازين جوك مسلمانان لختى قصد كشتن آن مرد كردند و گفتند كه مرد مشرك است ، و در گوسپند رغبت كردند و گفتند مگر دوش ماه نو بوده است ، و امروز صفر است ، و لختى از مسلمانان گفتند نه ! كه ماه حرام است آن قوم كه در گوسپند رغبت كردند ، آن مشرك را بكشتند . اولياء كشته برسول خدا آمدند و دعوى خون كردند ، و تشنيع كردند كه ماه حرام بود ، رسول خدا ديت آن كشته باز پذيرفت ، و اين آيت آمد : يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ . . . يعنى - يسئلونك عن قتال فى الشهر الحرام ، قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ اى - عظيم العقوبة فيه . پيش از نزول اين آيت در ماه‌هاى حرام هيچكس كشتن نكردى تعظيم آن را تا اين واقعه بيفتاد و اين قصه برفت ، و مشركان ملامت و تعيير در گرفتند - كه در ماه حرام كشتن چون كنند ؟ و آزرم آن چرا بگذارند ؟ . گويند كه عبد اللَّه جحش نامه نوشت بمؤمنان اهل مكه : - اذا عيركم المشركون بالقتال فى الشهر الحرام فعيّروهم انتم بالكفر و اخراج رسول اللَّه و منعهم عن البيت . گفت - چون كافران شما را تعيير كنند كه در ماه حرام قتال كرديد ، شما ايشان را تعيير كنيد كه شما نيز كفر آوريد ، و رسول خدا و ياران را از مكه و مسجد حرام باز داشتيد ، پس اين حكم خود منسوخ گشت بآيت سيف : قال اللَّه تعالى : فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ اى فى الحلّ و الحرم . اجماع مسلمانان امروز آنست كه قتال با كافران در همه ماهها حلال آن و حرام آن رواست . پس اين قوم كه آن مشرك را كشته بودند گفتند يا رسول اللَّه چه بينى ؟ اگر ما آن مرد مشرك را كه در ماه حرام كشتيم ما را ثواب جهاد در سبيل خداى بود ؟ اين آيت آمد كه إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ميگويد - ايشان كه بگرويدند ، و رسالت تو پذيرفتند ، و پيغام ما بجان و دل باز گرفتند